باران معنابخش زندگي من

واکسن یکسالگی باران

عزیز دلم امروز با مامان جون رفتیم واکسن یکسالگیتو زدیم!   وقتی بهداشتیار داشت واکسنتو میزد من و مامان جون شروع به شعر خوندن کردیم که حواست پرت بشه اولش حالیت نشد یکدفعه 1نگاهی با بغض به خانمه کردی بعد شروع به گریه کردن   قربونت برم که سریع یادت میره وقتی تموم شد دوباره شروع به خندیدن کردی   وزنت 8کیلوگرم قدت 77 دور سرت 45 بود که همش خوب بود آخه وقتی به دنیا اومدی خیلی کوچولو بودی خانمه گفت همه چیز عالیه       ...
28 تير 1390

"نی نی شگفت انگیز من"

  باران من!با اینکه تازه یک سالش شده همش موبایل دستشه یا اس ام اس خالی می فرسته یا شماره میگیره  وصحبت میکنه تازه با جیغ و سر صدا :اده اده اده ... ...
27 تير 1390

بدون عنوان

باران من جدیدا خیلی منو اذیت میکنی از همه جای خونه بالا میری از مبل ها از میز ناهارخوری تا میام طرفت که خدا نکرده نیوفتی زمین سرم جیغ می کشی؟!! در حال حاضر که دارم برات مینویسم روی میز کامپیوتر نشستی همش داری موسو برمی داری میندازی زمین یا با شکلاتت روی صفحه کامپیوتر خط میکشی؟!! آخه من باید از دست تو شیطون کوچولو چیکار کنم؟!! باران دست نزن ...ااااا الان میوفتی.....باران جیغ نکش....   دوست دارم عاشقتم....   الان 1گازی از گردنم گرفتی اخخخخخخخخخخخخخخخ ...
27 تير 1390

بدون عنوان

من این وبلاگ را فقط برای دخترم نوشتم نه برای دیگران نه برای خودنمایی  من با شهامت کامل بدون هیچ شرمندگی زایمانم برای همه تعریف میکنم کار بیهوده ای را انجام ندادم من یک انسان را به وجود آوردم اگر زشت بود که خدا اینکار انجام نمیداد من به خودم افتخار میکنم که 16 ساعت درد را تحمل کردم و فرشته ای به این دنیا هدیه دادم...      
20 تير 1390